كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
16
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِذْ قالَ مُوسى و ياد آوريد آن را كه گفت موسى لِقَوْمِهِ مرقوم خود را يعنى آنها كه عبادت عجل كرده بودند يا قَوْمِ اى گروه من إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ به درستى كه شما ستم كرديد بر نفسهاى خويش بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ به فرا گرفتن شما گوساله را به خداى فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ پس بازگرديد بتضرع و زارى بسوى پروردگار خويش فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ پس بكشيد نفسهاى خود را يعنى آن كسانى كه گوساله را پرستيدهايد بكشيد كسان خود را از گوسالهپرستان ذلِكُمْ اين كشته شدن شما خَيْرٌ لَكُمْ بهترست مر شما را از زندگانى دنيا عِنْدَ بارِئِكُمْ نزد آفرينندهء شما و بعد ازين حكم ، عبدهء عجل بصحرا رفتند و به زانو درآمده سرها در پيش افگندند و هارون با دوازده هزار مرد شمشيرزن شمشيرها كشيده بيامدند و از اوّل روز تا وقت استوا هفتاد هزار مرد از ايشان بكشتند پس رب العزّة مىفرمايد كه چون فرمان حق قبول كرديد فَتابَ عَلَيْكُمْ پس توبهء شما پذيرفت إِنَّهُ هُوَ به درستى كه اوست نه غير او التَّوَّابُ پذيرندهء توبه از عاصيان الرَّحِيمُ مهربان بر توبهكاران در لطائف امام قشيرى رح فرموده كه توبه بقتل نفس درين امّت منسوخ نيست اما توبه بنى اسرائيل آن بود كه قتل نفس كنند به آشكارا و توبه خواص اين امت قتل نفس است در نهانخانهء رياضت صاحب بحر الحقائق آورده كه قتل نفس خود در ظاهر هم مؤمن تواند كرد و هم كافر اما قتل نفس در باطن جز مؤمن خالص را ميسر نشود و آن قتل بقطع آرزوها و مرادها باشد مثنوى نفس خود را كش جهانى زنده كن * خواجه را كشته است او را بنده كن تو طمع دارى كه او را بىجفا * بسته دارى در وقار و در وفا هر خسى را اين تمنا كى رسد * موسى بايد كه اژدرها كشد وَ إِذْ قُلْتُمْ و ياد كنيد آن را كه گفتيد يعنى ميثاق بستيد هفتاد تن از اخيار قوم شما كه موسى به كوه طور رفته بودند تا كلام حق سبحانه و تعالى بشنوند و بعد از شنيدن آن گفتند يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ اى موسى ما تصديق نهكنيم مر ترا درين كه اين سخن كه از وراى حجاب شنيديم سخن حق است حَتَّى تا اين كه به ديدهء سر نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً ببينيم خداى را آشكارا و روبروى فَأَخَذَتْكُمُ پس فرا گرفت اخيار شما را بدين گستاخى كه كردند الصَّاعِقَةُ آتشى كه از آسمان فرود آمد وَ أَنْتُمْ و شما يعنى آن مردم شما تَنْظُرُونَ مىنگريستيد بدان آتش و گويند صاعقه آواز مهيبى بود كه از آسمان بيامد و چون آن قوم شنيدند بهيكبار بمردند و موسى متحير در ايشان مىنگريست و مىگفت خداوندا من با بنى اسرائيل چه گويم كه بزرگان قوم ايشان كجا شدند حق سبحانه ايشان را زنده گردانيد چنانچه فرمود ثُمَّ بَعَثْناكُمْ پس برانگيختيم و زنده گردانيديم شما را مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ از پس مرگ اخيار شما يعنى بعد از آنكه ميرانيده بوديم شما را به صاعقه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ تا باشد كه شما سپاسدارى كنيد مر حق را از زنده كردن شما كه حيات از اصول نعمتست -